جادوي موسيقي در ورزش
فهم مكانيسم هايي كه به واسطه آنها بدن به موسيقي واكنش نشان مي دهد، مي تواند كاربرد مؤثر موسيقي در ورزش را نشان دهد. مطالعه جامع مقالاتي كه در اين زمينه نگاشته شده اند، نشان مي دهد كه موسيقي به چهار طريق بر ورزش و فعاليتهاي بدني اثر مي گذارد.
1- در ورزشهايي مثل دو و دوچرخه سواري كه به صورت تكرار شونده(Repetitive) هستند و با شدت Sub maximal انجام مي شوند، موسيقي مي تواند توجه ورزشكار را افزايش دهد و توجه وي را تا حدي از خستگي منحرف نمايد. اين وضعيت باعث كاهش ميزان تلاش اضافي ورزشكار مي شود و تكنيكي است كه بسياري از ورزشكاران به آن اعتراف دارند و تحت عنوان
Dissociation ناميده مي شود.
Dissociation عبارت است از متمركز شدن بر روي تحريكاتي خارج از فعاليت ورزشي.
برخي از ورزشكاران دوست دارند مثلاً به مناظر اطراف نگاه كنند و يا ذهن خود را به افكار ديگري مشغول نمايند، ولي موسيقي يكي از لذت بخش ترين و مؤثرترين روشهاي Dissociation را فراهم مي كند. Dissociation مي تواند با دوركردن افكار ورزشكار از خستگي، وضعيت ذهني وي را به صورت مثبتي تغيير دهد.
2- موسيقي مي تواند وضعيت رواني و فيزيولوژيكي نامطلوب را تغيير دهد و بنابراين به شكل نوعي تحريك قبل از مسابقه و يا به شكل آرامبخش براي ورزشكاران مضطرب به كار رود. يكي از روش هايي كه اغلب مورد استفاده قرار مي گيرد، استفاده از موسيقي هاي تحريك كننده( هيجان انگيز) همراه با توصيه هاي شفاهي جهت روحيه دادن به ورزشكار است. به همين طريق مي توان موسيقي آرامبخش را براي كمك به انجام تكنيك هاي Relaxation بكار برد. گاهي اوقات نيز موسيقي را همراه با روش هاي هيپنوتيزم به كار مي برند تا به وسيله آن بخش ويژه اي از موسيقي را در ذهن ورزشكار حك نمايند.
3- موسيقي از طريق هماهنگي و شباهت هايي كه بين ضرباهنگ آن و حركات ورزشكار وجود دارد، به انجام ورزش كمك مي كند. بررسي ها نشان مي دهند كه همزمان كردن حركات ورزشي با موسيقي سطح Output ورزشكار را افزايش مي دهد و اين يكي از دلايل محبوبيت كلاسهاي ورزشي همراه با موسيقي است.
4- مانند روش قبل كيفيت موزون ( ريتميك) موسيقي، الگوي مهارت هاي فيزيكي را بهبود مي بخشد و بنابراين محيط بهتري براي يادگيري فراهم مي كند. تجريباتي در اين زمينه در ژيمناستيك و شنا وجود دارد.
انتخاب موسيقي درست
تحقيقات اخير نشان مي دهند كه چهارعامل كليدي در عمل تحريك كنندگي( ايجاد انگيزش) موسيقي مؤثر هستند.
اول، آمادگي و تمايل افراد جهت واكنش به تحريكات ريتميك است و در اين زمينه توانايي پاسخ موزون به موسيقي عامل برجسته اي است.
دوم، ويژگي ملوديك و هارمونيك موسيقي است كه مي تواند وضعيت ذهني شنونده را تحت تأثير قرار دهد كه ما ترجيحاً آنرا موزيكاليتي(Musicality) مي ناميم.
سوم، فرهنگ بومي و اجتماعي ورزشكار و به تبع آن نوع موسيقي است كه مي تواند واكنش وشكار را به موسيقي تحت تأثير قرار دهد.
چهارم، عامل همراهي(Association) است يعني با همراه كردن ساير تحريكات مثل تصوير، فعاليت فيزيكي بهبود مي يابد.
از چهارعامل Rhythmic Response، Musicality، فرهنگ و Association ، دو مورد اول عوامل داخلي و دو مورد بعدي عوامل خارجي ناميده مي شوند. عوامل خارجي بيشتر مربوط به برداشت فرد از موسيقي هستند. بررسي ها نشان مي دهند كه عوامل داخلي در تغيير نوع واكنش فرد به موسيقي مؤثرتر از عوامل خارجي هستند.
براي اينكه موسيقي بتواند در ياري رساندن به ورزشكار مؤثر باشد، بايد داراي كيفيت موزون بسيار قوي و مناسبي باشد تا با ريتم فعاليت ورزش هماهنگ شود و نيز بايد ضرباهنگ آن با ضربان قلب ورزشكار متناسب باشد. ملودي و هارموني موسيقي بايد وضعيت روحي و ذهني مثبتي را ايجاد كند، يعني اينكه به شنونده انرژي و روحيه بدهد.
موسيقي بايد از زمينه فرهنگي و اجتماعي ورزشكار منشأ گرفته باشد و مزيت هاي اجتماعي او را گوشزد نمايد.
موسيقي بايد علاوه بر احساسات از ساير روش ها و وسايل همراه مثل تلويزيون و فيلم براي بهتركردن فعاليت فيزيكي استفاده كند. مثالهاي كلاسيك اين فيلم ها و موسيقي ها عبارتند از فيلم " چشم ببر" از سري فيلم هاي راكي و موسيقي" ارابه هاي آتش" اثر ونجليس كه با بازيهاي المپيك بسيار متناسب و همخوان هستند.
يكي از مثالهاي خاص و تجربيات عملي در اين زمينه، مربوط به پروفسور Peter Terry در زماني است كه در بازيهاي المپيك زمستاني سال 1998 ناگانوي ژاپن به عنوان فيزيولوژيست در خدمت تيم بريتانيا بود. تيم بريتانيا در آن سال موفق ترين حضور خود را در طي دهه هاي گذشته تجربه كرد و توانست پس از سال ها صاحب مدال در بازيهاي زمستاني شود.
اعضاي اين تيم در طي تمرينات و در روزهاي مسابقه به ترانه "One moment in time" گوش مي دادند و در همان حال سعي مي كردند خود را در حا ل وهواي ترانه و در آن لحظه از زمان تجسم كنند. در روز مسابقه فينال آنها توانستند با اختلاف بسيار ناچيزي صاحب مدال برنز شوند. اين ترانه همچنين به Richard Fauld كمك كرد تا در المپيك 2000 سيدني مدال طلاي تيراندازي را بدست آورد. آخرين قطعه موسيقي كه يك ورزشكار گوش مي دهد بيشتر در ذهن وي مي ماند، بنابراين بايد در انتخاب آن دقت شود.
مثال ديگر مربوط به اعضاي تيم بوكس بريتانيا در المپيك سيدني مي باشد كه اظهار داشته اند يكي از كارهاي قبل از مسابقه آنها گوش دادن به ترانه Blue sugar بوده است كه باعث شده به نحو مؤثري تحريك شوند و از هياهوي قبل از مسابقه دور بمانند.
همچنين بوكسور فوق سنگين بريتانيا Audly Harrison، قبل از هر مسابقه مدتي به موسيقي كلاسيك ژاپني گوش مي داد. سه عامل مهم ديگر در انتخاب موسيقي مناسب دخيل هستند.
1. تنوع در موسيقي كه مي تواند ورزشكار را علاقمند و مصمم نگهدارد.
2. صداي موسيقي بايد به اندازه كافي رسا باشد تا توسط سرو صداي محيط مخدوش نگردد.
3. در صورتي كه موسيقي و حركت همزمان هستند، ضرباهنگ موسيقي بايد با سرعت و شدت حركت متناسب باشد. به طور مثال اگر شخص در حال تمرين دوچرخه سواري با سرعت 90 دور در دقيقه است، موسيقي همراه وي بايد داراي ضرباهنگ (bpm)90 باشد يا مثلاً وقتي فردي در حال دوچرخه سواري با سرعت 60 دور در دقيقه است مي تواند با ضرباهنگ (bpm) 120 به صورت نصف دور در هر ضربه و يا يك دور در هر دو ضربه هماهنگ شود. توصيه مي شود كه ضرباهنگ موسيقي حدود دو برابر سرعت ورزش باشد، زيرا اغلب ترجيح داده مي شود كه ضرباهنگ موسيقي نزديكي به تعداد ضربان قلب ورزشكار باشد. اگر ورزشكاري با سرعت 60 دور در دقيقه ركاب بزند، ضربان قلب او تقريباً 100 مي باشد و اگر متناسب با ضرباهنگ 120 تمرين كند، ضربان قلب وي تقريباً همين حدود خواهد بود.
پيشرفت هاي تكنولوژيك اخير اين امكان را فراهم آورده اند كه ورزشكاران بتوانند آهنگ هاي مورد نياز خود را با استفاده از يك پخش صوت mp3 از طريق Internet گوش كنند. كمپاني Nike در اين زمينه پيشگام شده و پخش صوت قابل حمل ورزش (PSA) را ساخته است كه به قسمت بالاي بازوي ورزشكار بسته مي شود و وي مي تواند از اين طريق آهنگ هاي مورد نياز خود را از راه اينترنت و به مدت 2 ساعت گوش دهد، در حالي كه همزمان به حركات ورزشي مي پردازد.
موسيقي و وضعيت روحي(Flow)
تحقيقات جديد نشان مي دهند كه رابطه جالبي بين استفاده از موسيقي و تأثير آن بر روي وضعيت روحي(Flow) فرد وجود دارد. Flow يا وضعيت روحي (مثبت) يعني تغيير آگاهي فرد در حين انجام حركات ورزشي، به طوري كه جسم و روح به صورت يك خلبان اتوماتيك عمل كنند و تلاش آگاهانه به حداقل برسد. برخي مربيان ترجيح مي دهند كه اين ضايعات را در محدوده يا In the zone بنامند كه تقريباً حالتي شبيه خلسه يا هيپنوتيزم است. اين وضعيت مثبت روحي با شرايط خوب رواني همراه شده و امكان انجام دقيق و لذتبخش حركات فيزيكي را فراهم مي كند.
در سال 1999، تعداد 1231 نفر از ورزشكاران ورزش هاي موازي در كلاس هايي كه در آنها حين ورزش موسيقي پخش مي شد، مورد بررسي قرار گرفتند و در پايان كار از آنها خواسته شد تا يك پرسشنامه 36 قسمتي را پركنند. نتايج نشان دادند كه بين ضرباهنگ موسيقي (Music rate) و Flow rate هماهنگي و ارتباط وجود دارد و اينطور نتيجه گيري شد كه موسيقي مي تواند به نحو مؤثري باعث لذت بردن از ورزش شود و شايد در اين ميان عامل كليدي انتخاب موسيقي صحيح باشد.
در تحقيق ديگري سه گروه حضور داشتند كه گروههاي اول و دوم درحين ورزش به موسيقي گوش مي دادند؛ گروه اول به موسيقي تند(BMRI بالا) و گروه دوم به موسيقي آرام(BMRI پايين) گوش مي دادند و گروه سوم گروه كنترل بود. نتايج نشان دادند كه انتخاب موسيقي صحيح مي تواند به انجام حركات ورزشي كمك بسياري كند. در واقع موسيقي به ورزشكار كمك مي كند تا انرژي خود را رها سازد.
نتيجه
موسيقي براي ورزشكار به صورت منبعي از انگيزه وانرژي است و گاهي اوقات گوش دادن به يك موسيقي خوب اثري جادويي دارد. نكته بسيار مهم اين است كه انتخاب نوع موسيقي تقريباً به طور كامل به علاقه خود شخص بستگي دارد و به همين دليل توصيه نمي شود كه چه ورزشكاري به چه نوع موسيقي گوش دهد، هر چند عواملي وجود دارند كه مي توانند نوع موسيقي مفيد و مؤثر را مشخص نمايند كه اكنون شما از آنها آگاهي داريد
علی سلطانی