آشنائی با ستارگان اسبق بوکس-قسمت18
در سال 1346 تيم بوكس تهران قهرمان كشور شد كه اعضاي آن عبارت بودند از:
عبدالله قاسمي، رامون بابايي، منوچهر زندي، حسين ملك لو،
نادر حسن زاده، سيد عمران حاتمي، پرويز دلپذيريان، روبرت
يوناني،حسن مصيبي، اصغر اسكندر، حسين برقشي، ساكو
ميربگييان، علي فرجي، محمد شمالي و منصورسرفراز
عبدالله قاسمي در وزن 71 كيلوگرم در فينال مسابقات آسيايي بوكس با دو پيروزي مقتدرانه بر مشتزنان تايلند و پاكستان قهرمان آسيا شد.
مسابقات مشت زني براي انتخاب دو تيم عازم روماني و لهستان (امجديه تير1350)
شكست
غيرمنتظره فرزين چگيني مشتزن باسابقه و با تكنيك تهراني از شادروان
عبدالله قاسمي از حوادث جالب و قابل ملاحظه اين مسابقات بود.
(نقل از تاريخچه بوكس ايران محمود مساعديان قهرمان بوكس)
همان سال عبدالله قاسمي در 71 كيلوگرم با ناك اوت بر محمدآقارضايي از خوزستان پيروز شد.
ساعد عبدالله قاسمي بسيار قوي بود و در بعضي از مسابقات با چنان قدرتي مشت مي زد كه
انگشتانش
مي شكست. در فينال مسابقات آسيايي در حالي كه انگشتان دست راستش شكسته
بود، فقط با ضربات دست چپ توانست بر مشتزن پاكستاني حبيب الرحمان پيروز
شود.
در سال 1351 چهره هاي برتر مشتزني ايران برگزيده شدند:
در 71 كيلوگرم پيروزي قدرتمندانه عبدالله قاسمي بر يوسف ريماز
در سال 1354 تيم ملي بوكس ايران در مسابقات كمربند طلايي روماني شركت داشت:
علي
بحري، وارتكس پارسانيان، عبدالرضا انداوه، ماسيس هامبارسوميان، غلامحسين
درويش ، جبارفعلي، حافظ غيرتمند، محمدعلي گلپريان، اكبر قلعه پور و
عبدالرضا انصاري
ششمين دوره مسابقات بوكس بانكوك تايلند 1349 برابر با 1970
عبدالله قاسمي ، مسعود حاج رسولي و سهراب وكيل منفرد مدال طلا گرفتند.
عبدالله قاسمي در وزن 71 كيلوگرم با دو پيروزي مقتدرانه بر مشتزنان تايلند و پاكستان قهرمان
آسيا شد.
عبدالله قاسمي ستاره اي در تاريخ بوكس ايران و افتخار باشگاه استقلال جنوب
عبدالله قاسمي ستاره اي پرفروغ در تاريخ بوكس ايران بود و افسوس كه هرگز تكرار نخواهد شد....
عبدالله قاسمي و اكبرقلعه پور(كه سال 1351 عضوتيم ملي بوكس شد) افتخار بوكس استقلال جنوب اند.
در سال 1351 چهره هاي برتر مشتزني ايران برگزيده شدند:
در 71 كيلوگرم پيروزي قدرتمندانه عبدالله قاسمي بر يوسف ريماز
در سال 1354 تيم ملي بوكس ايران در مسابقات كمربند طلايي روماني شركت داشت:
علي
بحري، وارتكس پارسانيان، عبدالرضا انداوه، ماسيس هامبارسوميان، غلامحسين
درويش ، جبارفعلي، حافظ غيرتمند، محمدعلي گلپريان، اكبر قلعه پور و
عبدالرضا انصاري
ششمين دوره مسابقات بوكس بانكوك تايلند 1349 برابر با 1970
عبدالله قاسمي ، مسعود حاج رسولي و سهراب وكيل منفرد مدال طلا گرفتند.
بعيد به نظر مي رسد كه ديگر ورزشكاري با جوانمردي، خوش خلقي، انسانيت، منش پهلواني، افتادگي و مهرباني و قدرت و تكنيك عبدالله قاسمي پا به عرصه وجود نهد. عبدالله قاسمي يك پديده بود و شايد هيچ كس نتواند تكرار او باشد.........
آن نیست شجاعت که گلو چاک کنی
مردانگی آن جاست که دل پاک کنی
وقتی که به باشگاه تقوا رفتی
ای کاش حریف نفس را خاک کنی
شادروان عبدالله قاسمي اسطوره بوكس ايران و آسيا بوده و هست و ياد او هرگز از خاطر نخواهد رفت. خدايش بيامرزاد.
آرامگاه سيدعبدالله امام زاده قاسمي اسطوره بوكس ايران در جوار عقاب بلند پرواز آسيا شادروان ناصر حجازي است. يادش گرامي باد
عبدالله قاسمي پديده بوكس ايران با گارد باز مبارزه مي كرد.بوكسور تايلندي در مسابقات آسيايي در راند نخست با اولين مشت عبدالله قاسمي نقش برزمين شد..تصوير فوق فينال مسابقات آسيايي است كه بوكسور پاكستاني نتوانست در مقابل ضربات عبدالله قاسمي قهرمان سرشناس بوكس ايستادگي كند و شكست را پذيرفت. عبدالله قاسمي كه از شكستگي انگشتان دست راست خود رنج مي برد، با گارد باز و دلاورانه جنگيد و بر قهرمان پاكستان پيروز شد.
عبدالله قاسمي دوست ديرين ناصر حجازي بود و روز درگذشت شادروان حجازي گفته بود: الان آرزوي هركسي است كه كنار قبر ناصر حجازي بخوابد .يك هفته نگذشت كه عبدالله قاسمي براي سومين بار دچار عارضه قلبي شد و خيلي زود به آرزويش رسيد و در قطعه نام آوران در يك وجبي دوست ديرين خود شادروان ناصر حجازي آرميد.عبدالله به ياد مي آورد روزهايي را كه در سالن بوكس امجديه با جديت تمرين مي كرد و ناصر حجازي نيز در سالن ديگر به تمرينات خود مي پرداخت. وقتي بالاي سر مزار حجازي نشسته اي و فاتحه مي خواني، بدان كه درست زير پاي عبدالله نشسته اي.همانجا كه نشسته اي دست ديگرت را بر مزار عبدالله بگذار و براي او نيز فاتحه اي بخوان. وقتي برمي خيزي دو قدم بالاتر قبر ناصر آقايي را مي بيني كه از قهرمانان بزرگ مشتزني بود و به هرسو كه مي نگري نام آوري را مي بيني، گويي كتاب ديگري در برابرت باز مي شود....خاطرات...، خاطرات...و
اشك در چشمانت حلقه مي زند و وقتي به خود مي آيي كه همه رفته اند و تو جا مانده اي.
قطعه نام آوران همانند كتابخانه اي است با كتابهاي ارزشمند. آري، تا عزيزي زنده است با شاخه گلي به ديدنش رويم، اگر گرفتار بوديم ونتوانستيم لااقل با يك پيامك از او ياد كنيم. در كارها، راستي و درستي پيشه كنيم.
علی سلطانی