زشت و زیبا در دنیای مربیگری
۱- رفت و آمد او به باشگاه نامنظم است.استاد بد همواره از کلاسش غیبت می کندو اداره کلاس را به ارشد های خود واگذار می کندو اگر هم در کلاس حاضر شود٬اغلب در هنگام پایان نرمشها وارد شده و قبل از تمام شدن وقت کلاس ٬آن را ترک می کند.نظم و وقت شناسی برای او کلماتی فراموش شده اند و احترام به وقت هنرجو٬به معنای اتلاف وقت است. البته برای استاد خوب نیز پیش می آیدکه در کلاس حاضر نباشد٬اما این مسئله اتفاقی نادر است و آنها از قبل هنرجویان را از غیبت خود آگاه کرده اند٬برنامه کلاس را برای ارشدها تعیین کرده اندو نکات ایمنی چون اجتناب از مبارزه در صورت غیبت استاد یادآوری نموده اند.غیبت یا تأخیر برای استاد بد نه اتفاق٬ بلکه قانون همیشگی است.
۲-وقت کلاس را به مراجعانش اختصاص می دهد. همیشه یکی از دوستان یا آشنایان وجود دارد که در میان کلاس وارد شده و تقاضای ملاقات با استاد بد را دارند و او نیز همیشه کلاس را رها کرده و با خوشرویی او را تحویل گرفته و وقت کلاس را با گپ زدن و یا خوش و بش با میهمان عزیزش سپری می کند.استاد بد به این نکته توجه نمی کند که از بابت زمان تمرین از هنرجو پول گرفته است و باید وقت خود را در کلاس تماما" در اختیار هنرجویانش قرار دهد. همانند مورد قبلی این مهمانان نیز اتفاقی نبوده و همیشگی می باشند.
۳- نرمش کلاس را هیچ وقت خود بر عهده نمی گیرد.در اغلبهنرهای رزمی٬ شروع کلاس با یک سری نرمشها و حرکات بدنی جهت گرم کردن و آماده ساختن بدن هنرجویان آغاز می شود ولی استاد بد هیچ گاه هدایت نرمش کلاس را برعهده نمی گیرند. چرا که یا اصلا" از علم نرمش اطلاعی ندارد و یا مرتبه و شأن خود را بالاتر از این می داند که وقت خود را با نرمش دادن به چند تا بچه تلف کند.استاد بد فکر می کند که مقام وی در حدی است که باید فقط به افراد بالای دان۵ نرمش دهد.استاد بد هنوز حرکات مشکوک یا خطرناک مانند کلاغ پر و پامرغی را بهترین حرکات برای ساخته شدن بدن هنرجویان میداند.مانند بقیه موارد٬اطلاعات او در این زمینه هم قدیمی و از مد افتاده اند.
۴- با یک دست چند هندوانه برمی دارد.استاد بد گاهی علاوه بر مربیگری مسئولیتهای دیگری را نیز قبول می کندمانند ریاست کمیته ... ویا ریاست هیئت شهرستان یا استان و... البته اگر کسی بتواند در راه ورزش قدمی بردارد یا به اندازه توانش باری را سبک کند کار خوب و خدا پسندانه ای است. اما استاد بد به جای اینکه در دفتر کارش یا دفتر هئیت شهرستان یا استان به این امور بپردازد٬در زمان باشگاه به این قبیل امور رسیدگی می کند و مراجعانش را در زمان تمرین کلاس می پذیرد (رجوع کنید به بند ۳) معلوم نیست ویا چگونه با اینهمه مشغله فکری و کاری می تواند فکر خود را هنگام آموزش به کلاس متمرکز کند٬البته اگر آموزشی در کار باشد.
۵- به سابقه افراد توجه نمی کند.برای استاد بد مهم نیست که شما چه درجه ای دارید و از نظر فنی در چه سطحی هستید. وی فقط دوست دارد که مبارزه هنرجویانش را تماشاگر باشدیا بهتر بگویم آنها را به جان هم بیندازد.هرچه آسیب دیدگی و خونریزی بیشتر ٬بهتر از این رو در کلاس استاد بد می بینید که یک هنرجوی کمربند زرد در حال مبارزه با دان ۱ یا دان ۲ است.البته هنرجوی ارشد در حال آموزش مبارزه نمی باشد بلکه با سوء استفاده از سابقه کم حریف به برطرف کردن نقاط ضعف و فنون خود می پردازد.گاه نیز خود وارد گود شده وبه قصد کشت هنرجویان نه آموزش تکنیکی به مبارزه یا زد و خورد جدی با مبتدی ها می پردازد.استاد بد متوجه نیستکه در اثر این روش ممکن است به بدن یا روحیۀ هنرجو یا هر دو صدمه بخورد و هنرجو عطای ورزشهای رزمی را به لقایش ببخشد.استاد بد از فهم این نکته عاجز است که وقتی یک مبتدی نمی تواند از گارد ارشدتر از خود عبور کند ویا ضربات او را به خوبی دفاع کند٬ چطور روحیۀ جنگندگی خود را از دست می دهد. شاید هم بااستاد بد در دوران مبتدی بودن چنین رفتاری شده و حال دارد عقده های آن دوران را بر سر شاگردانش خالی می کند.
۶- به تفوتهای وزنی افراد توجه نمی کند.علاوه بر بی توجهی به درجه و سابقه ٬استاد بد هنرجویانش را بدون توجه به وزنشان به مبارزه وادار می کند.در کلاس او دیدن مبارزۀ یک فرد ۶۰ کیلو با فردی ۹۰ کیلو غیر عادی نیست.استاد بد می خواهد بدین طریق روحیۀ جنگندگی هنرجویانش را بالا ببرد٬در صورتی که با این شیوۀ تمرین فقط آمار آسیب دیدگان کلاس را بالا می برد. او هنوز نفهمیده است که انجام دادن بعضی کارها شجاعت نیست٬ بلکه حماقت است.
۷- تکیه صرف بر فرم یا مبارزه(در هنر های رزمی که هم فرم وجود دارد هم مبارزه). استاد بد به این نکته توجه نمی کند که باید هنرجویانش به موقع هم در مسابقات فرم شرکت کنند و هم در مبارزه. همچنین باید بتوانند در آینده هم داوری فرم را انجام دهند و هم داوری مبارزه و در انتها هم مربی فرم شوند و هم مربی مبارزه. استاد بد چون خود در فرم مهارت دارد یا در مبارزه هنرجویانش را مانند خود یک بعدی بار می آورد. از این رو هنرجویان او مانند پرنده ای هستند که می خواهند تنها با یک بال پرواز کنند. استاد بد فنون را نیز به همین شیوه آموزش می دهد. اگر خود بر ضربات پا مسلط باشد در کلاس فقط بر ضربات پا تأکید می کندو اگر دست کار خوبی باشد ٬فقط بر ضربات دست و اگر بدلکار باشد٬فقط بر فنون بدلکاری٬ به هر حال او٬هنرجویانش را یک بعدی پرورش می دهد.
۸- خود را بالاترین مرجع فنی می داند.استاد بد همه چیز را میداند. او خود را کارشناس تاریخ٬ فلسفه٬پزشکی و تمام فنون رزمی جهان می داند.استاد بد از تکنیک هایی آگاه است که می تواند پلنگ را از پای درآورد٬اما چون اجرای آنها خطرناک است آنها را در کلاس اجرا نکرده و حتی به نمایش نمی گذارد.فنون او همواره سری و مخفی اند و یا همیشه به علت تمام شدن وقت ٬به جلسه بعد موکول می شوند. استاد بد هیچ سوالی را بدون پاسخ نمی گذارد و البته بسیار ناراحت می شود اگر هنرجویانش نظر مخالف دیگر اساتید را در آن مورد به او یادآوری کند.استاد بد هنرجویش را به اندیشیدن وادار نمی کند و دوست دارد که هنرجو میشه به او وابسته باشد.استاد بد همیشه از پیشرفت هنرجویانش در هراس است.او خود می داند که هیچ چیز نیست و یک هنرجوی با استعداد می تواند جای هیچ چیز را بگیرد. استاد بد نه با تکنیکهای غنی خود ٬بلکه با پرو بال دادن به رویا ها و افسانه های خود ساخته اش و شرح مبارزات نکرده اش هنرجویان را جذب می کند. وقت عمده ای از کلاس او به داستانسرایی می گذرد.
۹- صاحب برترین فنون رزمی در جهان است. استاد بد در دوران جوانی با استفاده از شگرد هایش یک یا چند مسابقه را برده است حال پس از گذشت سالها٬ او هنوز این فنون را بهترین فنون می داند و همیشه اجرای این شگرد ها را به هنرجویانش توصیه می کند.او توجه ندارد که شاید این فنون با وضعیت بدنی هنرجو تطابق نداشته باشد و یا شاید در طول زمان بدلهای مناسبی برای مقابله با این شگردها ابداع شده باشد٬ به هر حال او تکنیکهایش را بهترین می داند.بطور خلاصه استاد بد هیچ وقت از نظر فنی به روز نیست و اغلب در گذشته سیر می کند و هنرجویانش را نیز با خود به گرداب گذشته های دوست داشتنی خود می کشاند.
۱۰- هنرجوی مبتدی را به مسابقات سخت و مهم اعزام می کند. استاد بد هنرجوی مبتدی را به بهانه کسب تجربه ٬به مسابقاتی با سطح بالا می فرستد. او نمی داند که مسابقه مکان آموزش نیست بلکه مکانی است برای محک زدن مهارتهای مبارزین. استاد بد با توجه به احتمال شکست خوردن مبتدیها در این سطح مبارزات به روحیه هنرجو ضربه سختی میزند٬ حتی اگر در مبارزه آسیب جسمی نبیند.
علی سلطانی