مقدم: در ورزش صداقت نداريم
هفته قبل فرصتي پيش آمد تا با «محمود مقدم»، پيشکسوت 63 ساله بوکس بيرجند به گفت وگو بنشينيم.
اگرچه چند دهه از حضور او در ميدان هاي ورزشي مي گذرد اما همچنان به رشته ورزشي اش تعصب دارد و معتقد است خطر بوکس از بسياري رشته ها کمتر است. او که بارها در ميان تشويق انبوه علاقه مندان طعم قهرماني را چشيده است وضعيت فعلي اين رشته آزارش مي دهد.
وي شروع فعاليت خود را در بوکس اين چنين شرح مي دهد: «از سال 43 و زماني که 13 ساله بودم در رشته هاي کشتي و باستاني فعاليت خود را آغاز کردم تا اين که در يکي از شب هاي زمستان سال 46 و زماني که در باشگاه شهيد کوشه اي مشغول تمرين بودم، استاد «تيمورپناه»، بنيان گذار بوکس به باشگاه آمد و بعد از جمع کردن حاضران، در مورد بوکس توضيحاتي داد که من و برخي افراد علاقه مند شديم و پس از دو هفته، تمرين بوکس در بيرجند آغاز شد.»
اما شرح اولين مسابقه جدي بوکس در بيرجند هم شنيدني است.«در زمستان 47 با تلاش «تيمورپناه» قرار شد يک تيم از مشهد براي مسابقه دوستانه به بيرجند سفر کند، با تاکيد بر اين که اعضاي تيم بيرجند مبتدي هستند. وقتي تيم مشهد به بيرجند آمد از 8 نفر حاضر، 3 نفرشان از قهرمانان مطرح کشور بودند.
اين مسابقات که در 2 شب متوالي برگزار شد، با اشتياق چشمگير مردم همراه بود و آن ها با تشويق هاي پياپي خود باعث شدند ما با تمام توان به داخل رينگ برويم و با اين که همه داوران هم از مشهد بودند در کمال تعجب توانستيم در برابر حريف به پيروزي برسيم.»
وي ادامه مي دهد: پس از آن بوکسورهاي بيرجند توانستند طي 7 سال در 3 دوره مسابقات آزاد و 4 دوره مسابقات آموزشگاهي استان با اقتدار عنوان قهرماني استان خراسان را کسب کنند که من هم سهم کوچکي از اين افتخارات داشتم.
وقتي از او در مورد دعوتش به تيم ملي مي پرسم، مي گويد: سال 53 به اردوي تيم ملي که براي حضور در بازي هاي آسيايي تهران برگزار مي شد دعوت شدم ولي به عضويت تيم ملي در نيامدم.
او درباره آخرين حضورش در رينگ بوکس هم به مسابقات قهرماني استان در سال 53 اشاره مي کند که در نيشابور برگزار شد و آخرين نشان طلاي استاني خود را در آن جا کسب کرد.
«مقدم» مي گويد: سال 54 و پس از اين که استاد تيمورپناه به مشهد عزيمت کرد از طرف تربيت بدني وقت براي شرکت در دوره کامل مربيگري به تهران رفتم که چند هفته طول کشيد و زير نظر «پطرس نظربيگيان»، قهرمان آسيا و پيشکسوت تيم ملي موفق به دريافت کارت مربيگري اين رشته شدم و به عنوان مربي به آموزش حدود 40 نفر از جوانان اين شهر پرداختم.
او حمايت و تشويق هاي مردمي را از مهم ترين دلايل موفقيت خود در اين رشته مي داند و مي افزايد: به جز مسابقات داخلي که با استقبال زياد مردم برگزار مي شد، بسياري از افراد بودند که رنج سفر را به جان مي خريدند و با هزينه شخصي به دورترين شهرهاي استان مي آمدند تا ما را تشويق کنند. اين حمايت هاي مردمي در رشد يک رشته ورزشي خيلي تاثيرگذار است.
اين پيشکسوت در مورد امکانات آن زمان هم مي گويد: با اين که بوکس تازه جان گرفته بود در سال 47 و با درايت آقاي تيمورپناه و با وسايل ابتدايي مانند آجر، آهن و ... يک رينگ درست کرديم که از نظر ظاهر هيچ تفاوتي با رينگ استاندارد نداشت و اعضاي تيم مشهد با تعجب مي پرسيدند که ما از کجا اين رينگ را تهيه کرده ايم! ولي بعد با درخشش بوکسورهاي بيرجند يک رينگ چوبي در اختيار ما قرار گرفت که الان شنيده ام چوب هايش به مرغداني تبديل شده است.
به گفته وي، در آن زمان تعداد کمي از شهرهاي کشور رينگ بوکس داشت که بيرجند يکي از آن ها بود.
از او در مورد يک مسئله که بحث هاي زيادي به دنبال داشته است، مي پرسم «بنيان گذار بوکس بيرجند کيست، کاشاني يا تيمورپناه؟»
«مقدم» در اين مورد اظهار مي کند: مرحوم کاشاني در دوران دبيرستان دبير ورزش من بود و در دهه 20 زير نظر يک مربي آمريکايي بوکس را فرا گرفته بود ولي هيچ گاه دنبال مسائل قهرماني اش نبود اما تيمورپناه همان طور که اشاره کردم اولين تيم منسجم شهرستان را تشکيل داد و زمينه قهرماني در استان را فراهم کرد.
وي بوکس را رشته اي سالم مي داند و مي گويد: بر خلاف برخي رشته هاي رزمي، در بوکس مبارزه واقعي تر است و به نظر من با توجه به سرعت عمل بالاي ورزش بوکس، در مبارزه يک بوکسور و رزمي کار، اين بوکسور است که موفق خواهد بود.
وي با ابراز نارضايتي از وضعيت فعلي بوکس استان مي گويد: با وجود استعدادهاي خوب در بيشتر رشته هاي ورزشي، در اين چند ساله اقدام خوبي به ويژه در رشته بوکس شاهد نبوده ايم و من بارها در اين باره مورد سوال قرار گرفته ام.
وي مهم ترين مشکل فعلي ورزش از جمله بوکس را نبود صداقت بين مسئولان مي داند و مي گويد: اين جوان ها مانند زمان ما و شايد بهتر آماده هستند فقط به کمي دلسوزي و برنامه ريزي نياز است تا با يک «يا علي(ع)» گفتن راه بيفتند.
وي خاطره شيريني از رعايت اخلاق جوانمردي و تاثير آن نيز نقل مي کند: در يکي از مسابقات قهرماني استان بوکسور يکي از شهرستان ها که در واقع باستاني کار بود قبل از بازي از من خواست که ضربه اي به او نزنم و او در مقابل بعد از اخطار دوم با پرتاب حوله توسط دوستانش که به معني قبول باخت بود بازي را واگذار کند.
بعد از اين که داخل رينگ رفتم بعد از چند ثانيه داور که متوجه شده بود بازي را متوقف کرد و به من اخطار داد، پس از آن به دليل اين که باز هم مي خواستم ضربه اي نزنم داور بعد از چند ثانيه دوباره به من اخطار و تذکر جدي داد.
جالب آن که احساس کردم دوستان او به عمد حوله را نمي اندازند ولي چون قول داده بودم قصد زدن نداشتم که در اين هنگام خود ورزشکار دستکش هايش را در آورد و باخت خود را قبول کرد.
اين وفاي به عهد از جانب من و او باعث شد تا پس از حدود 40 سال هنوز رابطه دوستانه اي با هم داشته باشيم و او که يکي از پهلوانان مخلص و بسيجي است سال قبل براي مراسم ترحيم مرحوم چوبدار هم به بيرجند آمد و باز هم براي همه آن موضوع را تعريف کرد اما اگر هر يک از ما مي خواستيم قول خود را ناديده بگيريم شايد به منفعتي زودگذر مي رسيديم ولي اين دوستي طولاني پديد نمي آمد.
از او که پسرش هم در رشته دوچرخه سواري و کوهنوردي فعاليت مي کند مي پرسم اگر بخواهيد به پسرتان يا ديگر جوانان در مورد رعايت آداب ورزش و پهلواني توصيه اي داشته باشيد چه مي گوييد که پاسخ مي دهد: اصل ورزش مرام و معرفت است.
مرحوم «تختي» 46 سال قبل از دنيا رفته ولي هنوز زنده است، نه به خاطر مدال هايش بلکه به خاطر رفتار انساني اش، کار اضافي هم نکرده فقط به عنوان يک انسان مسلمان مسائلي را رعايت کرده و چشم و دل پاکي داشته، زياده خواه نبوده و تواضع، سخاوت و احترام به ديگران را سرلوحه خود قرار داده بود.
بنابراين هر ورزشکاري که پا روي نفس خود بگذارد و به همه جنبه هاي پهلواني توجه کند، مي تواند تختي باشد.
علی سلطانی